این مطلب از خبرنگاران صلح کپی شده است.
مزدک علی نظری- خبر ظاهراً نچندان پر اهمیت قطع همکاری «لونا شاد» با تلویزیون V.O.A، در 2 روز اول انتشار بیش از 6هزار کلیک را برای سایت اینترنتی تیم ما «خبرنگاران صلح»، به همراه داشت. این اتفاق – جدا از همهء حاشیه ها- مانند مشتی نمونهء خروار، ثابت می کند که سوژه های اصلی مورد توجه مردم چیست و مخاطبان بیشتر به دنبال کدام چهره ها و اتفاقات هستند.
تصور کنید وقتی فیلمی مثل «اخراجی ها» فلان قدر می فروشد، اگر 2 فیلم آخر «محسن مخملباف» در ایران اکران شود یا هر فیلم دیگری که خانم شاد بازیگرش باشد، چقدر خواهد فروخت؟ البته شاید بحث جنسیت و غیره را پیش بکشید و این مقایسه را نادرست بدانید. اما توجه کنید که ما اخبار زیادی در مورد «مسعود ده نمکی» و فیلم اش روی سایت داشتیم؛ ولی هیچکدام اینقدر مورد توجه قرار نگرفتند. همهء آن اخبار و گزارش ها – با وجود اهمیت و گستردگی شان- روی هم، به اندازهء یک روز توجه مخاطبان به خبر کم اهمیت استعفای لونا شاد کلیک نخوردند!
پس بی تردید می شود نتیجه گرفت که توجه مردم به فیلم ده نمکی یا دیگر موارد مشابه، ناشی از قحط الرجال و هنر کشی و پا گذاشتن بر گلوی هنرمندان محبوب و مورد توجه مردم است. وقتی در جزیرهء دور از دنیای مان اکران فیلم روز خارجی نداریم، امثال تقوایی و کریم مسیحی فیلم نمی سازند و آثار مهرجویی ها توقیف می شود، وقتی استعدادهای جوان برای ساخت یک فیلم کوچک با هزار و یک مشکل روبه رو هستند و خلاصه همه و همهء آن ها که حرفی دارند مجبور به سکوت می شوند؛ مخاطب چاره دیگری جز پرفروش کردن فیلم های سطحی و خجالت آوری مثل «شارلاتان» و اخراجی ها و «چارچنگولی» ندارد.
از آنطرف ببینید که انگار کل مسئولان کشوری و لشکری(!) بسیج شده اند تا این پروسه به خوبی و خوشی انجام شود. همین جاست که باید لااقل حرفه ای های سینما را سرزنش کرد و یادشان آورد که با حضور در چنین پروژه هایی دارند به خانه نشینی امثال بهرام بیضایی کمک می کنند؛ دارند در محو همان بزرگان که در آثار آن ها مشهور و محبوب شدند، سنگ تمام می گذارند!
شگفتی گفتی و (…)شم گرفته!
نکته دیگر درباره کامنت مشکوک یکی از خوانندگان وبلاگ است که از حضور بعضی روزنامه نگاران در اخراجی ها پرسیده بود. چرا مشکوک؟ چون درست همان روز مسعود ده نمکی در وبلاگ اش عکس دو خانم را گذاشته و در شرح آن ادعا کرد: «شاید یکی از شگفتی های برخی حضور دو روزنامه نگار با گرایش سیاسی متفاوت در کادر اخراجی ها باشد». خب لابد چیز زیادی دستگیرتان نشد، می گویم برایتان!
استاد می خواهند به خدمت درآوردن 2 جوان تازه کار – که بزرگ ترین افتخارشان نوشتن در گوشه و کنار مجلاتی مثل «…» (که همه می دانند از نوشته های خواننده هایش استفاده می کند)، یا عضویت افتخاری در شاخهء جوانان فلان حزب یک شبه است- را به پیام «وحدت ملی» فیلم شان ربط بدهند؛ چنان که بین چیز و شقیقه می شود!
و دیگر اینکه منظور ایشان از «گرایش سیاسی متفاوت» را نفهمیدیم. منظور چه کسی است و کدام گرایش؟ اگر این دخترکان 20 و بیست و چند ساله را می گویید که این ها مگر سابقه ای در سیاست دارند که گرایش هم داشته باشند؟ کدام حرکت سیاسی ازشان سرزده، یا مطلب گرایش داری ازشان چاپ شده؟ اولی که طفلک بعد از پاکسازی روزنامه «همشهری» از نویسندگان اصلاح طلب، مدت کوتاهی موفق شد در عالم مطبوعات باشد و آن هم مصاحبه های سینمایی می گرفت. دومی را اما قبول دارم که می شود در موردش حرف سیاسی زد: چندی پیش آقای خاتمی عقدشان فرمودند، شنیدم با چهره های سیاسی (البته طیف های مختلف، از جمله امثال خود ده نمکی) ارتباط خوبی دارد و… دیدید چقدر سیاسی بود؟ چه گرایش سیاسی متفاوتی داشت؟ این همه «تفاوت» کجا یک جا دیدید اصلاً؟
نام این خانم به عنوان یکی از عوامل اخراجی های 2 اعلام شده، اما تا به حال که کار مفیدی ازشان ندیدیم جز استفاده از همان آشنایی که گفتیم و دعوت چهره های بی ربط و باربط به پشت صحنهء فیلم، مثلاً برای ایجاد سروصدا و توجه ملت؛ عین جشن های مناسبتیِ محلات تهران که خشایار مستوفی و علی انصاریان و آکروبات بازها را دور هم جمع می کنند. آن دخترک دیگر هم که اصلاً جزو عوامل نیست و با دیدن از نزدیک و گپ زدن با چند بازیگر خوشحال است!
از عکس و نمایشی که استاد روی وبلاگش ترتیب داده و «شگفتی» می دانند، می شود درک کرد که چه خبر است. طفلی ها را ببینید. با چه ذوقی لباس عراقی ها را پوشیده اند و کلاشینکف دست گرفته اند! بی خبر از اینکه دیگران دارند چه بهره برداری ای ازشان می کنند… یک حرف دیگر و بعد تمام کنیم: راستی بستن عبارت «گرایش سیاسی متفاوت» به خیک مردم چقدر راحت است. به عمه «رباب» من هم می شود نسبت داد، چون عمراً در «جبهه» و «کیهان» و «رسالت» یک خط هم ننوشته است!
از خبرنگاران صلح
دو نکتهء تازه که نمی شود نگفت…
دسامبر 12, 2008 بدست lezat