این متن رو به فرمت doc توی یکی از سایتهای اشتراک فایل پیدا کردم و متاسفانه هیچ منبعی براش پیدا نکردم اول متن نوشته شده برگرفته از دیدگاه حالا این دیدگاه کجاست نمیدونم.
برگرفته از دیدگاه
كريستين امانپور: اين عكس شما درجبهه است. ده نمكي: بله
كريستين امانپور: آن موقع چند سال داشتيد؟ ده نمكي: 16 سال
كريستين امانپور: آخر چطور شماها را با اين سن ميفرستادند جبهه؟! ده نمكي: ما را نميفرستادند امثال من داوطلب ميشدند و كوچكتر از من هم درجبهه بودند.
——————————————————————————–
متن گفت و گوي خبرنگار ارشد سي.ان.ان با مسعود ده نمكي مدير مسئول نشريه صبح دو كوهه و تهيه كننده مستند فقر و فحشا منتشر شد.
به گزارش روابط عمومي نشريه صبح دو كوهه متن اين گفت و گو به شرح ذيل است:
كريستين امانپور: آقاي ده نمكي من ترجيح مي دهم ابتدا درمورد فيلم “فقر و فحشا”گفتگو كنيم.
ده نمكي: البته براي اين گفتگو من شروطي دارم .
كريستين امانپور: چه شروطي ؟!
ده نمكي: بايد چارچوب بحث مشخص باشد، ميزان محدوديت زماني شما براي مصاحبه مشخص شود تا شما اصل وروح مطلب را با گزينش وسليقه خود دچار وارونگي و نارسايي نكنيد.
كريستين امانپور: البته مسلماً ازهمه آنچه كه بحث مي شود نمي توان درفيلم استفاده كرد.
ده نمكي:ولي روح مطلب بايد حفظ شود و جملات كليدي بايد لحاظ شود.
كريستين امانپور: قبول دارم و قول مي دهم رعايت امانت شود.
ده نمكي: نه تنهاCNN سايررسانه هاي غربي هم دراين زمينه سابقه خوبي ندارند. به خاطر اين حسن ظن وجود ندارد.
كريستين امانپور: من تمام تلاش خودم را مي كنم كه اين طور نباشد.
ده نمكي: پس مصاحبه هرچه كوتاهتر باشد بهتر است.
كريستين امانپور:من فكر مي كنم 9 سال پيش نيز ملاقاتي با شما داشتم. در اوايل پيروزي آقاي خاتمي در انتخابات بود. البته اينجا نبود!
ده نمكي: بله در دفتر هفتته نامه شلمچه بود.
كريستين امانپور: با همين داغي و صراحت!
OK بگذريم. شما چرا اين فيلم ” فقر و فحشا ” را درست كرديد.
ده نمكي: دغدغه اصلي من در ساخت فيلم وهمچنان كه از مضمون آن بر مي آيد طرح موضوع “عدالت اجتماعي” است و مي خواستم “عدالت” را به عنوان يك مطالبه عمومي از زاويه هنر و سينما طرح كنم.
كريستين امانپور: آيا منظورتان فقر هم هست؟
ده نمكي: بله! يك بعد عدالت به فقر وتوزيع نا عادلانه ثروت بر مي گردد. گرچه خيلي ها فحشا را صرفاً يك پديده فرهنگي واخلاقي مي دانند ! فيلم مي خواست اين باور را در جامعه مسئولين كشورو مخاطب ايجاد كند كه بر اساس تعاليم ديني ما وجود و گسترش فقر باعث تباهي اخلاق وايمان مي شود. يعني مضمون فيلم برگرفته از تعاليم و باورهاي ديني ما بود.
كريستين امانپور: شما در فيلم چندين دختر و زن را نشان داديد كه به فحشا روي آورده بودند آيا خود اين سوژهها به شما گفتهاند كه چرا به فحشا روي آوردند و آيا فقر دليل آن بود؟
ده نمكي: من در فيلم فاكتور اقتصادي و تأثير آن را بر اين مقوله مورد مطالعه قرار دادم. كما اينكه مسلم است فحشا مي تواند علتهاي ديگري مانند عوامل اجتماعي و فرهنگي و خانوادگي و حتي رواني داشته باشد. اما در اين فيلم فقر و تأثير آن مورد بحث است. فقر مطلق و فقر نسبي. فقر مطلق كه ناشي از فاصله طبقاتي و بي عدالتي و توزيع نابرابر ثروت است و فقر نسبي كه به تغيير الگوي مصرف در جامعه برميگردد.
در اينجا عامل فرهنگي و فقر فرهنگي هم دخيل ميشود. در اين تغير الگوي مصرف براساس يك الگوي توسعه غلط وارداتي از غرب به جوامع در حال توسعه يا توسعه نيافته، جامعه انقلابي قناعتمحور به يك جامعهي مصرفمحور تبديل ميشود و مردم براثر همين الگو با تبليغات و هجوم رسانهاي دعوت به مصرف بيشتر مي شوند و اين در حالي است كه منابع درآمد براي طبقه پايين جامعه محدود است و عده اي ديگر با رانتخواي در اين شرايط با استفاده از فرصتهاي ويژه از طبقه متوسط به طبقه بالا ميپيوندند و اين يعني تعميق شكاف طبقاتي.
با محدوديت درآمد براي طبقات پايين و محدوديت، منابع درآمد روشهاي نامشروع شيوع مييابد كه يكي از آن فحشا است و اين فحشا منحصر به ايران نيست. شما در آسياي جنوبشرقي و آسيايميانه و حتي اروپاي شرقي و حتي نوع ديگري از اين شكاف طبقاتي را در اروپاي غربي و حتي خود آمريكا ميبينيد.
كريستين امانپور: در مورد يكي از اين سوژه ها مي شود بيشتر توضيح دهيد؟
ده نمكي: بله موردي بود كه به خاطر امرارمعاش و نان شب تن به فحشا داده بود ولي موردهاي ديگري هم در فيلم است كه مثلاً براي تأمين هزينه تحصيل در دانشگاه غير دولتي مجبور به اين كار بود.
كريستين امانپور: آيا شما وقتي اين سوژهها را ديديد با توجه به نوع باورهاي خودتان شوكه شديد؟
ده نمكي: من با آسيبهاي اجتماعي و تبعات فقرسالهااست كه آشنا هستم.حرفهي من روزنامهنگاري است واين مضمون فيلم را از سالها قبل در نشريات ومقالات متعدد نوشته بودم. البته ذائقه مخاطب ايراني امروز از روزنامه ها به رسانههاي تصويري گرايش بيشتري دارد. به همين خاطرمن هم مديوم سينما را براي طرح موضوع “عدالت اجتماعي” انتخاب كردم. والحق تصوير در القاي مفاهيم مؤثرتر از نوشتار است.
من سعي كردم براي قابل باور وپذيرش بودن وعلمي بودن اين ادعا تحقيق ميداني وسيعي انجام دهم وفيلم يك مستند واقعي باشد. فيلم ثابت كرد كه فحشا صرفاً يك پديده فرهنگي واخلاقي نيست. فيلم تأثيرعامل فقر را ثابت كرد.
كريستين امانپور: شما مشهور به اين هستيد كه از احمدينژاد حمايت كرديد، و الان هم در نشريات شما اينگونه است احمدينژاد به مردم قول داده است كه به فقرا كمك خواهد كرد و وضع آنها بهتر ميشود. به نظر شما آيا ميتواند به اين قول خود عمل مي كند؟!
ده نمكي: اگر شماها بگذاريد مي تواند!
كريستين امانپور: ما؟!
ده نمكي: بله! آمريكا و غرب و كساني در ايران كه تفكر و انديشه آمريكايي و ليبراليستي و كاپيتاليستي دارند. آمريكا و غرب نميخواهند در ايران يك الگوي حكومتي و مديريتي موفق و توانمند شكل بگيرد حالا اين فرد چه احمدي نژاد باشد و چه كسي ديگر و اين به روحيه استكباري آنها بر ميگردد.
من فيلم را يك سال قبل از انتخابات رياست جمهوري آماده نمايش كردم و قبل از آن هم سالها مينوشتيم و درباره عدالت فرياد ميزديم. من اگر از ساخت فيلم قصد سياسي يعني تضعيف مثلاً جناح اصلاح طلب را داشتم، فيلم را خيلي پيشتر ميساختم. البته آقاي خاتمي هم بعدها نوشت كه فيلم صادقانه بوده است. گرچه سياستزدگي در نخبگان جامعه ما اجازه نميداد اين مطالب را باور كنند. اما وقتي فيلم با ميليونها مخاطب مواجه شد من فهميدم كه همه اين مخاطبها از سليقههاي مختلف با آن پيام اصلي فيلم يعني “عدالت” همنوايي پيدا كردهاند. و گرنه در مورد موضوع “فحشا” فيلم در ايران زياد ساخته شده است حتماً اين استقبال به تفاوت مضمون بر ميگردد نه به موضوع.
البته بايد قبول كرد اينكه يكي از نيروهاي انقلاب و از كساني كه به خاطر آن جنگيده و خون داده چنين فيلمي را ميسازد اين اطمينان را ميدهد كه موضوع فيلم سياسي و جناحي نيست، فيلم دست روي فطرت مشترك همه مردم و مسئولين با گرايشهاي مخنتلف ميگذارد.
كريستين امانپور: آقاي ده نمكي! شما طرفدار اين دولت هستيد و همه اين را ميدانند با وجودي كه ميليونها ايراني و غيرايراني فيلم شما را ديدهاند اما همين دولت فيلم شما را غيرقانوني اعلام كرده است چرا؟!
ده نمكي: هنوز بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب ما نميگذرد. ما در اين سه دهه آزادي را با فراز و نشيبهاي آن تجربه ميكنيم و در اين تجربه ياد ميگيريم كه قدرت تحمل نقد داشته باشد و مردم و نخبگان آنها هم ياد ميگيرند كه قدرت را نقد كنند و امربهمعروف و نهيازمنكر را فقط درسطح و بين مردم نخواهند . باورهاي ديني و انقلابي ما ميگويد كه بايد بر رفتار قدرتمندان نظارت كرد. رهبري اين را از همه جوانان خواسته است. تعريف امام خميني هم از هنر متعهد، هنري است كه منادي شعار “جنگ فقر و غنا” باشد. وگرنه هنر خنثي و سرگرميساز و يا متملق قدرتمندان كه تهديد منظور نميشود.
البته اين تجربه هم يكسري هزينهها دارد كه?بايد براي رسيدن به آن پرداخت كرد. من فكر ميكنم نشريات من كه توقيف شدهاند و فيلم و حتي كتاب من كه توسط دستگاهها وجناحهاي موجود در دوران قدرتشان توقيف شده هزينه اين ترويج روحيه “عدالت طلبي” شده است. اصلاً نسل جبهه و جنگ ياد گرفته كه هميشه قرباني باشد روي مين برود تا ديگران عبور كنند. من براي ترويج شعار پرسشگري مدنظر مسئولين نظام خودم، نشريات و فيلم و حتي خودم را قرباني مي بينم و اين شيرين است!
كريستين امانپور: اما چرا بايد اينگونه باشد؟ و با شما هم مثل ديگران اين طور برخورد شود؟
ده نمكي: البته بايد بپذيريد كه اين هزينه دوران گذار در ايران به مراتب كمتر ازغرب است، تاريخ هنوز گيوتينهاي غرب را در تفتيش عقايد فراموش نكرده است. البته خيلي ها در ايجاد اين فضا مقصر هستند مثل كساني كه براي خوشايند دشمنان انقلاب فيلم ساختهاند و با ارسال آن براي فستيوالهاي خارجي با سياهنمايي از جامعه ايراني دنبال مطرح كردن خود به عنوان اپوزيسيون بودند و كساني كه در داخل از ابزار نقد صرفاً بهرهبرداري سياسي و جناحي كردهاند و براي سركوب جناح مقابل خود به ميدان آمدند و از نقد استفاده ابزاري كردهاند. اين دو طيف باعث شدهاند كه مقداري جو بدبيني نسبت به اين گونه فيلمها بوجود بيايد. بله قبول دارم اگر يكي از افراد منصوب به جناههاي سياسي موجود اين فيلم را ساخته بود شايد اين برخورد نميشد و حاشيه امن بيشتري داشت ولي من خواستم با ساخت اين فيلم اثبات كنم كه ميشود و بايد نيروهاي معتقد به انقلاب خود به نقد و آسيبشناسي جامعه و نظام خود دست بزنند تا اين گزك از دست بد خواهان گرفته شود.
فيلم درتمام اين ابعاد موفق بوده است. يعني هم تأثير اجتماعي خود را گذاشت و روحيه عدالتطلبي را در جامعه در اين مدت قبل از انتخابات تهيج كرد و هم عصبانيت كساني كه هميشه دنبال مخالف خواني هستند نشان داد كه فيلم كار خود را كرده است. من عصبانيت اصلاح طلبان و برخي نشريات منتسب به آنها از فيلم را در همين موفقيت ريشه يابي ميكنم. مسئولين و جناح مقابل اصلاحطلبان هم حق دارند ناراحت شوند چون آنها هم بايد در خصوص اين پرسشها و عدالتخواهيها پاسخگو باشند. تفكر انقلابي و حزباللهي بله قربان گوي جناح خاصي نيست و هر دو جريان ميدانند كه اين آغاز يك روند است و با يك فيلم ماجرا تمام نميشود. امروز همه مردم مطالبه عدالت را دارند و از تبعيض بيزارند.
احمدينژاد با رفتار خود در برخورد با تجملگرايي كابينه و دولتمردان، برخورد با تبعيض را شروع كرده است. مردم شايد تحمل فقر را داشته باشند اما تبعيض و بيعدالتي را نميپذيرند. او حتي اگر در فاز اول مبارزه با تجملگرايي مسئولين موفق شود، برنده است. البته اگر بگذاريد و بگذارند!
كريستين امانپور: اما من متوجه شدم كه كتاب شما هم كه در مورد همين فيلم است در دولت احمدينژاد توقيف شد.
ده نمكي: گرچه من هم توقع نداشتم ولي من هنوز در موضع نقد هستم من جزو دولت نيستم، قدرت فسادآور و اين موضع نقد بايد هميشه پابرجا باشد خود او هم از رسانهها همين را خواسته است. احمدينژاد اين فرهنگ را در دولتش نيز بايد نهادينه كند او تازه شروع كرده است. اتفاقاً من چون احمدينژاد را دوست دارم،?او و دولتش را بيشتر نقد خواهم كرد.
كريستين امانپور: به خاطرهمين در نيويوركتايمز شما را مايكلمور ايران خوانده بودند.
ده نمكي: من هنوز خودم را فيلم ساز نميدانم. من در حال يادگيري و آغاز اين راه هستم، اين ادعا را هم قبول ندارم. اصلاً مقايسهي من با مايكل مور اشتباه است. مگر فيلم آقاي مايكل مور اكران نشد؟!
اين نشان ميدهد كه آقاي مايكلمور هم از رانت دموكراتها استفاده ميكند. به نظرم اگر مايكل مور وابسته به جريان دموكراتها نبود نميتوانست اين فيلم را بر عليه بوش و يا جمهوريخواهان بسازد.
درايران هم فيلمهاي زيادي درزمينه فحشا به صورت مستند و حتي سينمايي ساخته شده و برخي در جشنواره فجر نيز نمايش داده شد و جايزه هم گرفتهاند من حالا نميخواهم از آنها نام ببرم اما اين مضمون و ربط فقر و فحشا و عدالتطلبي آن خوشايند دوستان نبود.
كريستين امانپور: البته ساخت و اكران فيلم آقاي مايكلمور در آمريكا هيچ ربطي به انتساب و حمايت دمكراتها از او ندارد. ما در آمريكا اين آزادي بيان را داريم.
ده نمكي: گرچه اين مصاحبه است و مناظره نيست اما براستي اگر آزادي بيان در آمريكا و در غرب بود اينطور كه شما مي گوييد “فرقهي داووديه” درآمريكا آن طور قتل عام ميشد؟ اصلاً تمدن آمريكا با نابودي سرخ پوستها شكل گرفت. سياهان آمريكا چقدر از اين آزادي بيان بهره ميبرند؟ درفرانسه “روژه گارودي” با زير سؤال بردن هولوكاست چقدر مزه اين آزادي بيان را چشيد؟!
كريستين امانپور: با اينكه فيلم شما اكران نشد و كتاب شما هم توقيف شد چقدر در ترويج و تأثير پيام فيلم?خود آن را موفق ميدانيد؟!
ده نمكي: من ساخت فيلم را آغاز يك سرفصل ميدانم. گرچه به فيلم و ساختار آن به عنوان اولين ساختهي من اشكالاتي وارد است اما من معتقدم امروز اثبات اينكه “فحشا” معلول “فقر” و”فقر” معلول “بيعدالتي” و فاصله طبقاتي است در بين مسئولين و مردم موفق بوده و اين براي هر فيلمي يك امتياز است كه تأثير اجتماعي بگذارد. امروز آمارهاي ارايه شده توسط مسئولين مدعاي فيلم را تأييد مي كند.
شما در انتخابات ديديد كه شعارهاي احمدينژاد و بازگشت به آرمانهاي اوليه انقلاب مورد استقبال مردم واقع شد. در حقيقت من معتقدم اگر ديگران هم اين مطالبه مردم را ميشناختند و البته اگر به آن عمل ميكردند مردم به آنها رأي ميدادند. احمدينژاد در شهرداري اين سادهزيستي و الگوي مديريتي اول انقلاب را از خود نشان داد. خيليها سالها براي ترويج اين روحيه عدالت طلبي زحمت كشيدهاند مطلب نوشته و فرياد زدهاند. مردم هم يك پرسه تكاملي را در بيان اين خواسته طي كردند اين بلوغ سياسي و مصداقيابي در سه دوره انتخابات قبل شكل گرفت. درحقيقت عدالت خواهان بازي را بردند.
برخي گفتند اين سونامي فقر بود. اما من معتقدم سونامي عدالت زيبندهتر است چون فقط عدالت اقتصادي مطالبه مردم نيست مردم عدالت سياسي و فرهنگي هم ميخواهند.
امام خميني غلبه مستضعفين بر مستكبرين را دراين قرن سالها قبل پيشبيني كرده بود. امروز دنيا به سمت خيزش فقرا بر عليه جهان استكبار و سرمايهداري ميرود. يعني همان جنگ “فقر و غنا”. شما در فرانسه ديديد حاشيهنشينها و فقرا چگونه پاريس و فرانسه را فلج كردند. هنوز شما تأثيرات سياسي آن را نديدهايد. امروز در بيخ گوش آمريكا در بوليوي و ونزوئلا طبقات فقير الگو و مصداق سياسي مورد پسند آمريكا را رد ميكنند. روحيه استكبارستيزي عليه سلطه سرمايهداري آمريكا بر منابع نفتي آنها شعله ميكشد. اين يعني صدور انقلابِ ما به جهان و حتي خود قارهي آمريكا. همه ميبينند ادبيات هوگوچاوزاز نهجالبلاغه ماست. حتي اگر ايدئولوژي ما را نداشته باشد.
كريستين امانپور: با اين همه شما از توقيف فيلم خود چه حسي داريد؟
ده نمكي: فيلم توقيف نشد به من گفتند ميتواني آن را شخصاً براي همه مسئولين كشور ارسال كني. من هم قبول كردم اما اينكه فيلم و آن هم فيلم مستند اينگونه وارد حوزه مخاطب عام شود يك پيام بسيار روشني داشت. البته اين ممانعت هم بي تأثير نبود. حتي سودجويان فقرو فحشاي 2 و 3 را هم ساختند و روانه بازار قاچاق كردند. گرچه از فيلم به صورت غير قانوني در كشور ميلونها نسخه تكثير شد اما من برخورد بدي هنوز از مسئولين نديدم.
كريستين امانپور: من اين مسئله را نميفهمم! چگونه كساني كه شما از آنها به اين شدت طرفداري مي كنيد فيلم و كتاب شما را توقيف ميكنند شما ميگوييد كاري با من ندارند؟
ده نمكي: من از افراد، طرفداري نميكنم من از انقلاب و نظامي كه متعلق به من و امثال من است دفاع ميكنم و آن را آسيب شناسي ميكنم. مسؤلين و جناحها امروز هستند و فردا ميروند حتي من هم ماندني نيستم. اما فيلم و تأثيرات اجتماعي آن در تاريخ ميماند.
اين يعني هنر. و رهبر ما جملهاي دارند كه ميگويند “هر انديشهاي كه درغالب هنر نگنجيد ماندني نيست”. ما عدالتطلبي را از خيابان به مديوم سينما برديم. البته تأثير آن بيشتر بود. من ديگر چيزي نميخواهم. البته اگر فيلم اكران ميشد با اين استقبال حتماً چند ميليارد توماني فروش داشت و جيب ما هم پر ميشد!
كريستين امانپور: البته من وضع مالي را نميگويم!
ده نمكي: براي من هم مهم نبود. ما در حال تمرين دموكراسي هستيم. شايد من هم الان اگر جاي مسئولين بوديم تحمل نقد را نداشتيم و همين برخورد را ميكردم. نميدانم! اما مهم اين است كه زندگي جريان دارد. ما نقد ميكنيم و آنها هم مقاومت ميكنند و اصلاً طبيعت قدرت مقاومت در برابر نقد است مگر در جامعه شما اين طور نيست؟!
كريستين امانپور: اين عكس شما درجبهه است.
ده نمكي: بله
كريستين امانپور: آن موقع چند سال داشتيد؟
ده نمكي: 16 سال
كريستين امانپور: آخر چطور شماها را با اين سن مي فرستادند جبهه؟!
ده نمكي: ما را نميفرستادند، امثال من داوطلب ميشدند و كوچكتر از من هم درجبهه بودند.
كريستين امانپور: پس چرا اين قدر سرفه مي كنيد؟
ده نمكي: اين هم سوغات آن موقع است.
كريستين امانپور: اوه شماهم شيميايي شديد؟
ده نمكي: در جنگ كمتر كسي بينصيب از اين سوغات اهدايي شماها به صدام مانده!
كريستين امانپور: من متأسفم!
ده نمكي: قابلي ندارد.
كريستين امانپور: حتماً خوشحال هستيد كه الان آمريكاييها دشمن اصلي شما، صدام را از بين بردهاند؟
ده نمكي: البته خوشحالتر بودم به جاي عراقيها از همان اول آمريكاييها درخاكريز مقابل ما بودند. الان هم آمدهاند تا كار نيمه تمام صدام را تمام كنند البته اگر بتوانند!
كريستين امانپور: من شنيدهام ولي باور نميكنم آيا راست است كه بچههاي بسيجي داوطلبانه روي مين ميرفتند؟ چرا؟!
ده نمكي: البته ما اين چرا و چگونه را هنوز به خوبي براي نسل بعد از خود هم نتوانستيم به خوبي بيان كنيم چه برسد به شما و كلاً دنيا. راستي شما مي دانيد. مدينه فاضله چيست؟
كريستين امانپور: بله. اتوپيا!
ده نمكي: بله همان او اتوپيا. ما درجبهه مدينه فاضلهي خودمان را پيدا كرده بوديم. آنها رفتند تا ديگران بمانند. آمريكاييها اگر همين يك نكته را بفهمند اينطور با ايران برخورد نميكنند.
كريستين امانپور: قبول دارم! راستي شنيدهام فيلم بعدي شما هم در مورد فقر است.
ده نمكي: فقر نه! عدالت!
كريستين امانپور: فوتبال چه ربطي به عدالت دارد؟!
ده نمكي: خوب در مقام استعاره است و اين را در فيلم ميبينيد. غفلت، در حاشيه دعواهاي بيپايان سياسي و جناحي و حتي حاشيه فوتبال و اين قطببنديهاي مصنوعي قرمز و آبي در ايران و مثلاً منچسترسيتي و منچستر يونايتد و يا نميدانم…
كريستين امانپور: نميترسيد كه آن هم توقيف شود؟!
ده نمكي: نه! البته فيلم مجوز و پروانه ساخت دارد. تندي فيلم قبلي را هم ندارد و نگاهش متفاوت است. الان هم مراحل پاياني تدوين را ميگذراند. گرچه نگاه من هم به فوتبال با همه فيلمهاي فوتبالي متفاوت است مثل همان “فقر و فحشا” و فيلمهايي كه درباره فحشا ساخته شده است.
كريستين امانپور: من اميدوارم شاهد كشوري از عدالت باشيم.
ده نمكي: ما اين عدالت را براي همه جهان ميخواهيم.
كريستين امانپور: يعني چه؟ اصلاً آيا اين شدني است؟
ده نمكي: به قول ما صاحباش ميآيد درست ميشود.
كريسين امانپور: احمدينژاد هم ميگويد امام زمان ميآيد درست ميكند. شما هم مثل او فكر ميكنيد؟!
ده نمكي: مگر شما آمريكاييها منتظر مسيحا نيستيد. مگر اسرائيليها انتظار آرماگدون را نميكشند. هاليود شما سالهاست كه درباره آن فيلم ميسازد. بله من هم به آن معتقدم.
توضیح :
تیتر گفتگو از انجمن هنر در تبعید است! احتمال میدهیم که فیلم های ایشان هم بعنوان فیلم های معترض و افشاگر، در سینماهای کشورهای دیگر به نمایش در خواهد آمد و براساس تجربه های قبلی پیش بینی میشود که خود ایشان هم از سوی برخی از مهاجرین و تبعیدیان مهربان ایرانی مورد ستایش و استقبال فراوان قرار خواهد گرفت …
گفت و گوي کریستین امانپور با ده نمكي مايكلمور ايران
نوامبر 13, 2008 بدست lezat
دوستم! من خیلی گیرم. هم سایت، هم وبلاگ، هم کار روزنامه نگاری و هم از همه بدتر: کارهای خانه! نمی توانم به همه برسم. اگر امکان دارد خودت زحمت این کار را بکش. من پشتتم. ولی درکم کن لطفاً. فدا
حوصله خوندنش رو نداشتم. ببخشید.
اين قضيهی مایکل مور دیگه چیه؟
کاشکی لینک آن مطلب نیویورک تایمز را که دهنمکی را با این عنوان خطاب کرده بود هم میگذاشتید.
ببخشید من که متوجه نشدم مشکل آقای دهنمکی چیه؟
ولی فهمیدم این خانم امانپور هم کم آدم مغرضی نیست
بابت این پستتون ممنون
هرچند از فيلم اخراجي هايش ابدا خوشم نيامداما اگراين مصاحبه ده نمكي باشد پس همچين آدم بيسوادي هم نبايد باشد حداقل حرف هاش براي من جالب بود.
اگر شما از تاریخچه این آدم آشغال و کسافت بدونی رضا جان دیگه حتی اسمش هم نمی یاری
چه برسه فیلم های مسخرشو نگاه کنی!!
از بزرگتر ها بپرسیم
از کوی دانشگاه
از گروه فشار
از………………
http://www.youtube.com/watch?v=0N1vsm1GCro
آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
حضرت امام خميني ميفرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازميدارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار ميدهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد ميكند و ولايت را از حاكمي كه ميخواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط ميسازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط ميگردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».